وبلاگ نظرات شخصی
وبلاگ نظرات شخصی
روز نهم ماه رمضان 1393 .

خدایا رمضانت را ارج می نهم ! بلند باد نام تو در زمین و آسمانها ! نام زیبایت آرایش هر مجلسی و آغاز هر سخنی باد ! آنکه مدح تو گوید پاینده باد و آنکه از تو غافل است ، چه خاسر است ! مرا از غافلین قرار مده !

خدایا رمضانت برایم فرصتی است تا دیده بصیرت در  زلال قرآنت بشویم ! خدایا دیده ام را بصیرت عطا کن . توفیق خواندن و بیش از آن فهم و بالاتر از آن عمل به این کتاب نورانیت را به این بنده گنهکار عطا کن ! اکنون می فهمم چرا بزرگان اینهمه گنهکار می گفتند ! به راستی که خدایا هرچه خیر و خوبی است از توست و هرچه بدی و ناراستی و گناه است از من است ! ای پوشاننده عیوب ! خیلی ممنونم که فعلا عیوبم را پوشانیده ای . امیدوارم تا برملا شدن آنها که ممکن است در روز "تبلی السرائر" باشد فکری و عملی طالح نمایم بلکه این بدیها هیچوقت آشکار نگردد !

خدایا تو مرا می بخشی ! این را مطمئن هستم ! آخر تو کریم و غفور هستی ! مگر غفور نمی بخشد ! و چه غفوری ! خوشا به حال من که تو را دارم که گناهانم را می بخشی ! من تنها خواسته درونیم را بگویم : رسیدن به تو در حالی که از گناهان پاک گشته ام ! خدایا در جشن ابدیتی که برگزار خواهی کرد می خواهم مغبون نباشم و حسرت نخورم بلکه مورد خطاب "فادخلواها امنین" باشم . نمی خواهم به مومنان بگویم : برگردید و مرا نگاه کنید تا از نور شما استفاده کنم و آنها بگویند : برگرد به دنیا و نور را از آنجا بیاور .

خدایا چه صحنه تراژدیکی است : یوم تری المومنین والمونات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم بشریکم الیوم جنات من تحتهالانهار خالدین فیها ذلک هوالفوز العظیم

البته برای مومنان چه روز خجسته ای است ! خدایا آیا مرا هم در زمره این گروه قرار خواهی داد ! اگر چنین باشد چه عالمی خواهم داشت !

خدایا چه صحنه پرحسرت و دردناکی است : یوم یقول المنافقون والمنافقات للذین امنوا انظرونا نقتبس من نورکم قیل ارجعوا ورائکم فالتمسوا نورا فضرب بینهم بسور له باب باطنه فیه الرحمة و ظاهره من قبله العذاب.

خدایا آیا من هم آنروز ندا خواهم داد که ای مومنان مگر من با شما نبودم !؟ : ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلی و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانی حتی جاء امرالله و غرکم بالله الغرور 

امیدوارم چنین نباشد که جز این منافقان باشم ! اما هرچه فکر می کنم می بینم که فتنه نفس ، فریب آرزوها و سایر پارامترها در من هم صدق می کند ! خدایا پس چه کنم ؟ تو کمکم کن که دچار فتنه نفس و فریب آرزوها نگردم و جهت زندگیم تو باشی نه غیر تو ! امین یا رب العالمین

 



ارسال در تاريخ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 توسط محمودبجانی
وجود و عدم عالی ترین مفهومی است که می تواند به ذهن انسان خطور کند . وقتی می گوییم وجود از هستها صحبت می کنیم و وقتی از عدم صحبت می کنیم در واقع چیزی نداریم بگوییم در واقع هرچه از عدم بگوییم انگار داریم از وجود حرف می زنیم . عدم تنها در مقابل وجود می تواند قابل فهم باشد مثل نور و تاریکی . اما چیزی که می خواهم توجه شما را بدان جلب کنم موضوع خداوند و ارتباط آن با وجود و عدم است . البته اینها به ذهن من خطور کرده است و تنها نظر شخصی من است و ای بسا نادرست باشد :

حق ظرف وجود و عدم است . در مثال می توانم بگویم که عدم و وجود سوار بر حق هستند یا در داخل حق قرار گرفته اند . اولین تضاد در اینجا این است که عدم چگونه در حق جای گرفته است و این اعتراض وارد است تنها چیزی که می توانم بگویم این است که چون این مفاهیم را در قالب کلمه بیاوریم فعلا چاره ای نیست . و الا همه بدون آنکه چیزی بگویند دقیقا می دانند که منظورم از اینکه " وجود و عدم در داخل حق قرار گرفته اند" چیست.

خداوند حق است و لهذا ما فوق یا ظرف وجود و عدم است . و جمله خیلی نامتعارفی که می خواهم بگویم این است که وقتی می گوییم خداوند وجود دارد یا خدا موجود است ، عدم را از این ظرف کم کرده ایم و لذا  وجود و عدم در ید قدرت خداست نه اینکه خدا خود موجودی است که وجود دارد. 

والله اعلم

 



ارسال در تاريخ شنبه هفتم تیر 1393 توسط محمودبجانی
چه سخت است دوری از خداوند ، آن هنگام که نیاز به او داری ! راستی چه هنگام به

او نیاز نداری؟ من قبلا تصور می کردم دوری از خداوند تابلو دارد ولی اینک فهمیده ام

که وقتی با تمرکز قوای دماغی در برابر خداوند حاضر نمی شوم یا دیر مبادرت به این

کار می کنم و یا کلامش را نمی خوانم فاصله از این معشوق را احساس می کنم !


به راستی شیرین ترین لحضات عمر من وقتی است که به یاد معشوق ابدی و ازلی

هستم ! باور کنید امروز انگیزه این نوشتار یک آهنگ لس آنجلسی بود که بی اختیار

جلوی چشمها و گوشهایم قرار گرفته بود و یارو با چه سوزی از معشوقش می خواند

: به قول ابراهیم نبوی که می گفت : یارو سبیل کلفت می آید و در حال چرخاندن

دستمال می گوید : یه معشوقه می خواستم ! خوب آقا برو دنبال معشوقه و اونو پیدا

کن ! چرا به ما میگی ! مگه از ما می خوای! مگه ما اینکاره ایم !


من با خودم گفتم خدایا : این که این جور از معشوقه اش می گوید ! من چرا از تو

اینگونه نمی گویم ! و چرا تو را که مبدا و مقصد هستی می دانم چرا تقدیس و

ستایش نمی کنم ! به راستی او بسیار بهتر از من است در وفای به معشوق !


خدایا ! عفو کن اگر فراموش کردیم ... که تو رب ما هستی و تو مولای ما !


آری چه شیرین است سخن گفتن از تو ای خداوند کریم ! آیا کسی که تو را دارد

چیزی کم دارد؟ و آیا آنکه تو را ندارد یعنی به یاد تو نیست چه دارد؟ احساس می کنم

این سخن نقل از امام حسین است و چه سخن نابی !


ربنا اننا سمعنا مادیا ینادی للایمان ان امنوا بربکم فامنا ، ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا

سیئاتنا و توفنا مع الابرار.


به راستی بهترین دعاها در قرآن است چرا از آنها غفلت کنیم ! خداوند خود نحوه دعا

کردن را یادمان داده است ... برای اهل قرآن





ارسال در تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 توسط محمودبجانی
نوایی که در جهان هستی نواخته می شود هر روح انسانی را که اندکی بر زنگارهای دلش صیقل زده است می نوازد . این آهنگ زیباترین معنی هستی  است که فرسنگها با آهنگهای گوشخراش پوچی و هوس فاصله دارد.اگر روزی در یک جایی این آهنگ را شنیدید خوب بدان گوش دهید چون آهنگهای مزاحم ممکن است شنیدن آن را سخت کنند.

این آهنگ فارغ از زبانها و فرهنگها برای همه فرزندان آدم نواخته می شود و به صورت یکسان در همه جا و همه زمانها پخش می گردد حال اگر شما دکمه گیرنده خود را بپیچانید می توانید در یک فرکانس مشخص آن را دریافت کنید .

این آهنگ می گوید :

- ای انسان تو بیهوده آفریده نشده ای

- طبیعت بیهوده آفریده نشده است

- هرعملی را عکس العملی است پس کوچکترین رفتار شما بر اطرافیان تاثیر دارد خیلی مراقب باشید

- در هستی نقطه ای وجود دارد که همه در آن نقطه مورد سنجش قرار می گیرند

- خالقی بس حکیم این آهنگ و جهان هستی را آفریده است ...

اما

کاشکی هستی زبانی داشتی

تا ز هستان پرده ها برداشتی

هرچه گفتی ای دم هستی از آن

پرده دیگر بر او بستی بدان

آفت ادارک آن قال است وحال

خون به خون شستن محال است ومحال

ما چون جزئی از این جهان هستی هستیم لذا جهان را آنطور که هست نمی توانیم شناسایی کنیم . به قول ماکس پلانک جهان واقعی علائمی به ما مخابره می کند که از روی آن علائم می توانیم این جهان را شناسایی کنیم و به قول دوست او انیشتین ، جهان با شناسایی جهان فرق دارد .

مولوی به حق اندکی بالاتر از تفکر انیشتین و پلانک است شاید به خاطر ارتباط بیشتر با کتابی آسمانی به نام قرآن . زیرا وی پا را فراتر میگذارد و بشر را بلاتکلیف و ناامید رها نمی کند میگوید:

دوست دارد یار این آشفتگی

کوشش بیهوده به از خفتگی

گرچه رخنه نیست در عالم پدید

خیره یوسف وار می باید دوید

 

 


برچسب‌ها: ماکس پلانک, انیشتین, مولوی, آهنگ جهان هستی, خلقت انسان

ارسال در تاريخ سه شنبه یازدهم تیر 1392 توسط محمودبجانی
این جهان همچون درخت است ای کرام

ما بر او چون میوه های نیم خام

سخت گیرد خامها مر شاخ را

زانکه در خامی نشاید کاخ را

چون بپخت وگشت شیرین لب گزان

سست گیرد شاخه ها را بعد از آن

چون از آن اقبال شیرین شد دهان

سست شد بر آدمی ملک جهان

به راستی هم چنین است زمانی که انسان به مرحله پختگی می رسد دیگر این جهان برایش سست می شود و همچون میوه ای رسیده آماده رفتن به کاخ جلوی پادشاه هستی می گردد. نقشی در دست نقاش ازل و ابد! یا میوه ای در دست باغبان هستی !

نسیمی می گوید :

منده سیغار ایکی جهان

من بو جهانه سیغمازام

گوهر لامکان منم

کون و مکانه سیغمازام

 


برچسب‌ها: گوهر لامکان, میوه رسیده, میوه پخته, ایکی جهان, سست

ارسال در تاريخ دوشنبه دهم تیر 1392 توسط محمودبجانی
سوره مدثر از آیات 38 تا 46 جریانی را نقل می کند که بسی مایه تامل و تفکر است . پارامترهایی مشخص و واضح که هر مسلمانی باید خود را با آنها بسنجد . ابتدا می فرماید :

كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ  - 38

هر كسى در گرو دستاورد خويش است

سپس اصحاب یمین را ارج می نهد :

إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ   - فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ   - عَنِ الْمُجْرِمِينَ  39-40-41

بجز ياران دست راست  -در ميان باغها از يكديگر مى‏پرسند -درباره مجرمان

مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ  42

چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد

پارامترهای مشخص در اینجا از زبان اهل آتش بیان می شود ، پارامترهایی که باعث افتادن آنها در آتش شده است به راستی که همه باید به اینها فکر کنیم که آیا اینها را رعایت می کنیم؟

پارامتر اول : قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ

گويند از نمازگزاران نبوديم

پارامتر دوم : وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ

و بينوايان را غذا نمى‏داديم

پارامتر سوم : وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِين

با هرزه‏درايان هرزه‏درايى مى‏كرديم

پارامتر چهارم : وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ

و روز جزا را دروغ مى‏شمرديم

معمولا ما پارامترهای اول و چهارم را رعایت می کنیم اما اغلب در پارامترهای دوم و سوم مشکل داریم . به امید آنکه هیچکدام اهل آتش نباشیم .

 

 

 


برچسب‌ها: یوم دین, خائضین, مسکین, مصلین, پارامترهای واضح در قرآن

ارسال در تاريخ یکشنبه دوم تیر 1392 توسط محمودبجانی
آيه ۲۸ سوره رعد :

الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد

تنها آرامش دهنده ياد خداست . كساني كه در همه جا و هر زماني خدا را ياد مي كنند مي فهمند كه آرامش واقعي يعني چه؟ به راستي كساني كه با خدا و ياد او بيگانه اند چه نوع آرامشي دارند؟ آيا زماني پيش مي آيد كه در تنهايي ناب خود بينديشند كه براي چه اين زندگي را ادامه مي دهند؟ آيا مجبور هستند يا اختياري هم دارند؟ از كجا آمده اند و به كجا مي روند؟ اصولا براي چه آمده اند ...

به نظر مي رسد تا كسي تكليف خود را با اين سوالات مشخص نكند تمام حركاتش و سكناتش زير سايه ابهام خواهد بود . اينها سوالاتي نيست كه كسي بگويد بشر تا امروز نتونسته بفهمه و نخواهد فهميد پس بگذاريد زندگيش را بكند ! چون زندگي در گرو اين سوالات است ! البته در گرو جواب اين سوالات .

بشر مي تواند بدون تكنولوژي پيشرفته  قرن ۲۱ زندگي كند كما اينكه در گذشته زندگي مي كرده است اما نمي تواند بدون فهم فلسفه زندگي ، زندگي كند ! البته مهم فلسفه زندگي است ! براي يكي فلسفه زندگي لذت است براي يكي قدرت است براي يكي چيزهاي ديگر .

اپيكور مي گفت : زندگي يعني لذت

نيچه ميگفت : زندگي يعني قدرت

و سارتر ميگفت : زندگي يعني هيچ!

به نظر مي رسد وضع دوفلسفه  اول بهتر از وضع فلسفه سوم است كه فلسفه قرن حاضر است

اما هستند رگه هايي باريكي از هشياران در ميان  مستان كه چون رگه هاي كوچك طلا در ميان انبوه سنگهاي معدن زغالسنگ ، فلسفه زندگي خود را با بندگي خالق خود پيوند داده اند . در هر قرني چنين رگه هايي بوده اند و خواهند بود .

خدايا مي خواهم اوج فلسفه زندگيم بندگي تو باشد و ديگر هيچ ! چون من فارغ از همه چيز آرامش واقعي را زماني كه درونم از  ياد تو پر ميشود احساس مي كنم كه به راستي

الا بذكرالله تطمئن القلوب

 

 


برچسب‌ها: ذکر خدا, فلسفه اپیکور, فلسفه نیچه, فلسفه سارتر, فلسفه زندگی و آرامش

ارسال در تاريخ جمعه سی و یکم خرداد 1392 توسط محمودبجانی
به راستی آیا شما این آیه را در سوره حجرات آیه ۶ خوانده اید که خالق ما می گوید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد] از آنچه كرده‏ايد پشيمان شويد

اگر فاسقی برایمان خبر آورد که چنین و چنان شده است نباید زود باور کنیم و تنها بر اساس خبر وی اقدامی انجام دهیم .

حال این آیه را در نظر بگیرید :(نور - ۴)

وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

و كسانى كه نسبت زنا به زنان شوهردار مى‏دهند سپس چهار گواه نمى‏آورند هشتاد تازيانه به آنان بزنيد و هيچگاه شهادتى از آنها نپذيريد و اينانند كه خود فاسقند

پس اگر کسی به زنی نسبت رابطه نامشروع دهد اگر غیر از خودش که شاهد بوده ، نتواند سه شاهد بر آن ماجرا را حاضرکند باید طبق فرموده خداوند به او ۸۰ ضربه شلاق بزنیم !

می بینید کدامیک از ما هنگام شنیدن چنین نسبتی از دهانی اطرافیان ۳ شاهد دیگر ازاوخواسته ایم ؟ آیا خداوند تعارف دارد ! یا خداوند مثل انسان حرف نسبی میزند؟ خداوند خالق ماست او میداند که گسترش این نوع خبررسانی ، زشتی آن را تقلیل می دهد! اما امان از جهل انسان که به قول اینشتین کرانی برایش نیست!

اندکی هم به قرآن و کلام نورانی آن نزدیک شده ودقیق گردیم :

این آیه متعاقب آیه قبلی است :

لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ - نور -۱۲

چرا هنگامى كه آن [بهتان] را شنيديد مردان و زنان مؤمن گمان نيك به خود نبردند و نگفتند اين بهتانى آشكار است

لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ -نور -۱۳

چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نياوردند پس چون گواهان [لازم] را نياورده‏اند اينانند كه نزد خدا دروغگويانند

آیا از این آشکارتر میخواهید بگوید اگر کسی خبری درخصوص رابطه نامشروع فردی بیاورد باید از او ۳ شاهد دیگرخواست البته اگر خودش شاهد اول بوده باشد وگرنه۴ شاهد باید بخواهیم اگرنتواند بیاورد باید به او بفهمانیم که در مسیر شیطانی است ! ممکن است بگوید مطمئن است که حقیقت دارد باید بگوییم : بحث درست و غلط نیست ! بحث این است که به قول بزرگی :

دیده را مگو - ندیده را زنهار!

این است تربیت اخلاقی قرآن !وچه غافلند کسانی که حتی یکبارهم این کتاب بزرگ را نخوانده اند تنها به بهانه اینکه به پیامبر اسلام اجازه داده زنان زیادی بگیرد . یا مثلا سهم ارث مذکر دوبرابر مونث است یا ...من اغلب  با چنین افرادی در دفاع از حقانیت قرآن سخن می گویم و از هر ۱۰۰ نفر بیشتر از ۲ نفر نیستند که خود مستقیما قرآن را خوانده اند! آنها تنها نقل قول میکنند ...

قرآن دستوراتی بسی گرانقدر دارد و دریغاکه اجتماع ما از آن غافل است!

این است شکایت به حق قرآن از مسلمین:

وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا- فرقان -۳۰

و پيامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من اين قرآن را رها كردند

 

 

 


برچسب‌ها: تهمت, خبر رسانی, سوره حجرات, سوره فرقان, سوره نور

ارسال در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 توسط محمودبجانی
در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ انتخابات ریاست جمهوری ایران  برگزار شد و آقای روحانی برنده شد . من خودم به آقای روحانی رای  ندادم (به خاطر غرضی!)  اما یک نکته عجیب پس از این انتخابات توجه من را خیلی به خودش جلب کرد :

روزنامه وطن امروز: به‌رغم واکنش مثبت جامعه جهانی به انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، وزیر خارجه کانادا مدعی شد انتخابات ریاست‌جمهوری ایران و نتیجه آن بی‌معنی بوده است!

کانادا یک کشور کاملا متمدن است اما من از این تمدن شگفت زده شدم .فرض کنیم حق با وزیر خارجه کاناداست اما چرا فقط کانادا و صهیونستهای غاصب قبله اول ما  این نکته را فهمیدند که در ایران اصولا دموکراسی وجود ندارد آیا ایالات متحده یا بریتانیا یا حتی فرانسه کمتر از کانادا حالیشونه؟ منظور اینکه سیاستمداران کانادا به نظر می آید خود را وامداران اشغالگران قدس کرده اند . به امید آزادی قدس شریف از دستان پلید یهود!

 


برچسب‌ها: کانادا, صهیونستها, انتخابات ایران, حسن روحانی, قدس

ارسال در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 توسط محمودبجانی
آیه ای بس امیدوارکننده برای آنها که صادقانه در جستجوی معنی حیات هستند

سوره عنکبوت آیه آخر (۶۹)

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ

و كسانى كه در راه ما كوشيده‏اند به يقين راه‏هاى خود را بر آنان مى‏نماييم و در حقيقت‏خدا با نيكوكاران است

زمانی که انسان می ماند که حق چیست و باطل کدام است باید به قرآن تمسک جوید که همانا فرقان است و کسی صادقانه بخواهد که هدایت شود خداوند راههای هدایتش را نشان می دهد .

اما یک نکته فلسفی و آن اینکه :

ما این راز بزرگ زندگی را به تمام و کمال درک نخواهیم کرد زیرا خود ما جزئی از این راز بزرگ هستیم! اما این ما را نا امید نمی کند هدف حیات ما تلاش برای کشف این راز است و البته خداوند وعده داده است

باشد که سرانجام کار در این راه هدایت قرار گیریم و وقتی مرکب هایمان را ترک می کنیم  با انواع افسوس ها و حسرتها به پشت سر ننگریم .

 

 



ارسال در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 توسط محمودبجانی

اسلایدر